![]() |
![]() |
|
| کلبه تنهایی های من |
|
اونکه یه وقتی تنها کسم بود تنها پناهِ دل بی کسم بود تنهام گذاشتُ رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم خیال میکردم پیشم میمونه ترانه عشق واسم می خونه خیال میکردم یه همزبونه نمی دونستم نامهربونه با اینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم فکر و خیالش همش باهامه هر جا که میرم جلو چشامه دلم میخواد تا دووم بیارم از درد دوریش مرحم بزارم اما نمیشه راهی ندارم نمی تونم من طاقت بیارم نمی تونم من طاقت بیارم...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 1:31 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کلبه تنهایی های من
|
|
RSS
|