![]() |
![]() |
|
| کلبه تنهایی های من |
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دونبال تو گشتم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
به او كه قلبش به وسعت درياييست
به او بگوييد كه دوستش دارم
كه قايق كوچك دل من درآن غرق شده
به او كه مرا از اين زمين خاكي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد
به او كه چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز كرد به او بگوييد دوستش دارم
به او كه صداي پايش را ميشنوم به او كه لحن كلامش را ميشناسم به او كه عمق نگاهش را ميفهمم به او كه گل هميشه بهار من است
به او كه قشنگترين بهانه براي بودن من است بگوييد
دوستش دارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 1:35 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 1:22 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
این دل دیونه ی من زندونی عشقت شده...
فکرنکنی دروغ می گم اینا همه ثابت شده...
عشقت قفس شدومنم پرنده ی اون قفسم...
فکرنکنی پرمی کشم مهمونتم تادرمیاداین نفسم...
پرنده های قفسی عادت دارن به بی کسی ...
نزار که عادتم بشه رنج و غم و دلواپسی...
یه روز اگه نبینمت کز می کنم کنج قفس...
چه جوری ثابت بکنم شدی برام تو همه کس...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
گفتی دوست دارم اما نداشتی گفتی تنهام نذار من موندم و تو رفتی
گفتی فاصله ها رو کم کنیم من نزدیک شدم و تو دورتر و دورتر
گفتی گرم باشیم اما تو از همیشه سردتر بودی
گفتی با هم بمونیم تنهام گذاشتی
گفتی تو زندگیم فقط تویی اما تنها کسی که نبود من بودم
حالا که نیستی به خودم میگم تو راست می گفتی ما فقط یه دوست بودیم
نباید دل به دوست می بستم و عاشقش می شدم
همه ی دوستی ها یک جا تموم می شه
تنها گناه من ندونستن این بود.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط ice girl |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کلبه تنهایی های من
|
|
RSS
|